10عمل مبتذل ایرانیان

امیدواریم شما یکی از این افراد نباشید!

1-  غیبت و دخالت در امور خصوصی و شخصی دیگران

یکی از سوژه های اصلی محاورات که به شدت بین مردم مرسوم شده است عمل زشت غیبت می باشد. این روزها زمانی که افراد همدیگر را ملاقات می کنند و یا در میهمانی ها حاضر میشوند عملاً حرفی جز غیبت کردن درمورد دیگران ندارند و با هیجان کامل به این کار مبادرت می کنند. برخی هم به خود اجازه میدهند در حریم خصوصی ترین مسائل دیگران وارد شوند و به امر و نهی و دخالتهای بی مورد بپردازند.

2- عدم رعایت حق عابرین پیاده

در اکثر نقاط دنیا دیدن یک عابر پیاده در خیابان به معنای فرمان ایست و احتیاط برای راننده مقابل است در صورتیکه در ایران برخی رانندگان به محض دیدن عابر پیاده سرعت خود را بیشتر نموده و بدون لحاظ کردن مسائل ایمنی و حق تقدم با بی رحمی تمام و با ایجاد رعب و وحشت برای عابرین پیاده به مسیر خود ادامه میدهند.

3- حفظ نشانه های نو بودن کالا

همسایه تان اتومبیلی نو خریداری کرده اما بعد از سپری شدن یک هفته هنوز برچسب شماره اولیه که بصورت تکه کاغذی روی شیشه جلو چسبیده است را جدا نکرده و حتی فومهایی که بصورت ضربه گیر در اطراف دربهای ماشین نصب شده است کماکان وجود دارند. دوستتان نیز بعد از گذشت یک هفته هنوز برچسب روی نمایشگر گوشی موبایل جدیدش را جدا نکرده!

4- تنبلی و از زیر کار در رفتن

متوسط ساعت مفید کار در ایران کمتر از یک ساعت و سی دقیقه میباشد که دلیل آن نبودن فرهنگ کار، فقدان انگیزه، تنبلی و بی مسئولیتی افراد است. این امر باعث نارضایتی ارباب رجوع، پایین آمدن کارایی و بهره وری و در کل کاهش پیشرفت ملی خواهد شد.

در اغلب شرکتها، ادارات و سازمانها اینگونه باب شده که کسی زرنگ و با ذکاوت است که تا حد امکان از انجام مسئولیتهایش شانه خالی کند و کم کاری را استراتژی اصلیش بداند و در عین حال حقوق و مزایایش را بصورت تمام و کمال دریافت نماید.

کارمندان هیچ تلاشی در راستای بالابردن کیفیت و راندمان شرکت انجام نداده و در عین حال انتظار بالا رفتن درآمد خود را دارند. به ارباب رجوع کمتر احترام گذارده میشود و طلب کارانه با وی برخورد میشود.

5- تجمل گرایی و مصرفی شدن

امروزه شاهد آن هستیم که جامعه با سرعتی باور نکردنی به سوی مصرفی شدن در حال حرکت است. افراد بجای سرمایه گذاری پول خود در مکان مناسب و برای تولید بیشتر و اشتغال زایی ملی، ترجیح میدهند با خرید اتومبیلهای گران و کالاهای لوکس مصرفی ظاهری معقول کسب نموده و اعتبار خود را در بین اطرافیانشان بالا ببرند.

چشم و هم چشمی های فراوان، گرفتار وامها و قرضهای سنگین شدن و استرس از جمله پیامدهای این مسئله است. اکثر مردم خوشبختی را در تجملات و برتری مالی می دانند و بین نیازها و خواسته هایشان تمایزی قائل نمی شوند. مسابقات و رالی خرید امری ناپسند ولی متداول در جامعه ایرانی است.

6- فقدان فرهنگ تشکر و احترام

از کوچه و خیابان گرفته تا دانشگاه و محل کار و اماکن عمومی، کمتر شاهد شنیده شدن جملاتی مانند "از لطف شما ممنونم"، "خواهش میکنم"، "اختیار دارید"، "تمنا می کنم"، "بفرمایید"، "بزرگوارید"، ... هستیم.

بجای آن فضای زیرآب زنی، استفاده از الفاظ ناشایست، بی حرمتی به افراد مسن، به سخره گرفتن افراد، بالا بردن تن صدا،... امری متداول شده است. مردم باید بیاموزند احترام به دیگران، احترام به هویت ملی یک کشور محسوب میشود. اگر افراد یک مملکت به یکدیگر احترام نگذارند چگونه میتوانند انتظار کسب احترام از ملتهای دیگر را داشته باشند؟!

7- عدم رعایت نظافت شخصی و شهری

احتیاج به توضیح ندارد که متاسفانه نظافت شخصی و اجتماعی از طرف برخی افراد جامعه رعایت نمیگردد. از طرز لباس پوشیدن تا بوی بدن و دهان و آرایش موها گرفته تا ریختن زباله در محیطهای شهری و تفریحی.

8- درگیری در صف و نوبت
صف ها هرکجا و به هر علتی که تشکیل شوند معمولاً تبدیل به جولانگاه بی نظمی، درگیری، فحاشی و هتاکی عده ای از افراد به اصطلاح "زرنگ" خواهند شد. حفظ نظم و ترتیب در صف نشان دهنده بالا بودن رتبه اجتماعی و فرهنگ کسانی است که در صف حضور دارند.

متاسفانه شاهد آن هستیم که در برخی امور مذهبی و خیریه مانند سرو غذای نذری نیز چنین بی نظمی ها و زد و خوردهایی بوجود می آیند. احتمالاً باید برخورد کرده باشید در مجالس عروسی گاهی زمان سرو شام جمعیت با چه سرعتی به سمت میز سلف سرویس هجوم می آورند!

9- پرورش اندام برای رعب و ترس

شاید دیده باشید پسرانی که با اندامهای پرورش یافته و عضلانی درحالی که بازو و سینه های خود را در معرض نمایش گذاشته اند با چهره ای مهاجم و آماده درگیری در همه جا پرسه می زنند! آنها با نگاه خود اطرافیانشان را به مبارزه می طلبند!

چه نکوهیده است زمانی که برخی افراد انگیزه های اصلی ورزش و تناسب را فراموش کرده و صرفاً برای عرض اندام، قلدری و جلب توجه در سطح جامعه اقدام به حجیم کردن عضلات خود می کنند.

10- اسراف، اسراف، اسراف!

اسراف یعنی زیاده روی در مصرف، بیهوده مصرف کردن، بیش از نیاز مصرف کردن، مصرف کنترل نشده، دور ریختن چیزی که میتوان از آن استفاده کرد. کافیست با محاسباتی ابتدایی متوجه شوید که میزان اسرافی که در کشور به عناوین مختلف همه روز در حال انجام است اگر جلوگیری می شد، چه میزان در صرفه جویی خانوادگی و ملی اثر می گذاشت و مشکلات چه تعداد از مردم حل می شد.

کوچولوترین دختر دنیا/عکس

کوچولوترین دختر دنیا
این دختر کوچولو از یک نقص ژنتیکی نادر که فقط امکان به وجود اومدنش در 100 نفر از اعضای دنیا هست رنج میبره.اون قدش بیشتر از 30 اینچ رشد نمیکنه و همچنین وزنش بیشتر از 8 پوند نمیشه.اما از وقتی این بند انگشتی به دنیا اومده پدر و مادرش ناامید نشدند و گفتند که ما از زندگی با اون لذت میبریم.حالا اون 5 سالش شده.راه میره.میدوه.لبخند میزنه و تازه شروع کرده به حرف زدن.ولی مهمتر از اینا اون تونسته احساسی در مردم به وجود بیاره که اون تا حالا موفقیت های بزرگی رو به دست آورده.ممکنه که اون کوچولو باشه ولی هیچکس شک نداره که این دختر کوچولو تاثیر بزرگی روی مردم دنیا گذاشته




آدم‌های موفـق با دیـگران 30 فـرق دارند

آدم‌های موفـق با دیـگران 30 فـرق دارند


آدم های موفق خودشان را با افرادی كه با آنها هم فكر هستند، متحد می‌كنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یك گروه بودن را می‌دانند و می توان گفت آدم های موفق 30 فرق کلی با دیگران دارند که دانستن آنها بد نیست :


1. فرصت‌هایی را می‌بینند و پیدا می‌كنند كه دیگران آنها را نمی‌بینند.

2.
از مشكلات درس می‌گیرند، در حالی كه دیگران فقط مشكلات را می‌بینند.

3.
روی راه‌حل‌ها تمركز می‌كنند.

4.
هوشیارانه و روشمندانه موفقیت‌شان را می‌سازند، در زمانی كه دیگران آرزو می‌كنند موفقیت به سراغ‌شان‌ آید.

5.
مثل بقیه ترس‌هایی دارند ولی اجازه نمی‌دهند ترس آنها را كنترل و محدود كند.

6.
سوالات درست را به شیوه صحیح از خود می‌پرسند. سوال‌هایی كه آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می‌دهد.

7.
به ندرت از چیزی شكایت می‌كنند و انرژی‌شان را به خاطر آن از دست نمی‌دهند. همه چیزی كه شكایت كردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی‌بافی و بی‌ثمر بودن است.

8.
سرزنش نمی‌كنند (واقعا فایده‌اش چیست؟) آنها مسوولیت كارهایشان و نتایج كارهایشان را تماما به عهده می‌گیرند.

9.
وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت‌شان استفاده كنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت‌شان پیدا می‌كنند و بیشتر از ظرفیت‌شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو كارآمدتری استفاده می‌كنند.

10.
همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی كه اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه‌ریزی کرده و فكر می‌كنند تا وقتی كه كارشان را انجام می‌دهند استرس كمتری داشته باشند.

11.
خودشان را با افرادی كه با آنها هم فكر هستند، متحد می‌كنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یك گروه بودن را می‌دانند.

12.
بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت‌انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می‌كنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی‌گذارند زندگی‌شان اتوماتیك‌وار سپری شود.

13.
به‌وضوح و دقیقا می‌دانند كه چه چیزی در زندگی می‌خواهند و چه نمی‌خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی می‌كنند به جای اینكه صرفا تماشاگر زندگی باشند.

14.
بیشتر از آنكه تقلید كنند، نوآوری می‌كنند.

15.
در انجام كارهایشان امروز و فردا نمی‌كنند و زندگی‌شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام كاری از دست نمی‌دهند.

16.
آنها دانش‌آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان كار می‌كنند. آنها از راه‌های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه كردن یاد می‌گیرند.

17.
همیشه نیمه پر لیوان را می‌بینند و توانایی پیدا كردن راه درست را دارند.

18.
دقیقا می‌دانند كه چه كاری باید انجام دهند و زندگی‌شان را با از شاخه‌ای به شاخه‌ای دیگر پریدن از دست نمی‌دهند.

19.
ریسك‌های حساب‌شده‌ای انجام می‌دهند؛ ریسك‌های مالی، احساسی و شغلی.

20.
با مشكلات و چالش‌هایی كه برایشان پیش می‌آید سریع و تاثیرگذار روبه‌رو می‌شوند و هیچ وقت در مقابل مشكلات سرشان را زیر برف نمی‌كنند. با چالش‌ها روبه‌رو می‌شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می‌برند.

21.
منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی‌مانند تا آینده‌شان را رقم بزند. آنها بر این باورند كه با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می‌سازند.

22.
وقتی بیشتر مردم كاری نمی‌كنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینكه مجبور به كاری بشوند، عمل می‌كنند.

23.
بیشتر از افراد معمولی روی احساسات‌شان كنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند كه ما داریم ولی هیچ‌گاه برده احساسات‌شان نمی‌شوند.

24.
ارتباط‌گرهای خوبی هستند و روی رابطه‌ها كار می‌كنند.

25.
برای زندگی‌شان برنامه دارند و سعی می‌كنند برنامه‌شان را عملی كنند. زندگی آنها از كارهای برنامه‌ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.

26.
در زمانی كه بیشتر مردم به هر قیمتی می‌خواهند از رنج كشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب كنند، افراد موفق قدر و ارزش كار كردن و بودن در شرایط سخت را می‌فهمند.

27.
ارزش‌های زندگی‌شان معلوم است و زندگی‌شان را روی همان ارزش‌ها بنا می‌كنند.

28.
تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می‌دانند كه پول و موفقیت مترادف هم نیستند. آنها می‌دانند افرادی كه فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است كه خیلی‌ها خیال می‌كنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته‌اند كه پول هم مثل بقیه چیزها یك وسیله است برای دستیابی به موفقیت.

29.
اهمیت كنترل داشتن روی خود را درك كرده‌اند. آنها قوی هستند و از اینكه راهی را می‌روند كه كمتر كسی می‌تواند برود، شاد می‌شوند.

30.
از خودشان مطمئن هستند.

داستان کوتاه منطق



داستان کوتاه منطق معلم گفت : دو مرد پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟ هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه ! معلم گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمی داند. پس چه کسی حمام می کند ؟! حالا پسرها می گویند : تمیزه ! معلم جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد. وباز پرسید : خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟ یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه ! معلم دوباره گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟ بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو ! معلم بار دیگر توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد! شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم ؟ هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است ! معلم در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق ! و از دیدگاه هر کس متفاوت است

فزایش بیش از 10 درصدی پرداختی کارکنان دولت در سال 91 نسبت به سال جاری

ايران اكونوميست :معاون بودجه معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری از افزایش بیش از 10 درصدی پرداختی کارکنان دولت در سال 91 نسبت به سال جاری براساس لایحه بودجه سال آینده کل کشور خبر داد.

به گزارش خبرنگار مهر، رحیم ممبینی امروز در نشستی خبری در مورد لایحه بودجه سال 91 گفت: بر حسب نظر رئیس جمهور در لایحه بودجه سال 91 به پرداختی‌های کارکنان دولت توجه شده به طوری که پیش‌بینی شده است میزان پرداختی به کارکنان دولت در سال 91 بیش از 10 درصد باشد.

معاون بودجه معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور با بیان اینکه این میزان افزایش در نهایت توسط دولت قطعی شود، گفت: این میزان رشد در مقایسه با سال 90 رشدی بالاتر را نشان می دهد.

وی گفت: در سال 90 متوسط رشد فصول 1 و 6 قانون بودجه که معمولاً موضوع پرداخت کارکنان یعنی حقوق و مزایا و ... است حدود 6 درصد بوده که رشد این فصول به طور متوسط در سال جدید 12 درصد و یا کمی بیشتر است.

به گزارش مهر، دستمزد و حقوق سال 90 کارمندان با رشد 6 درشدی اعتبار حقوق و دستمزد، 6 درصد بالا رفت و پیش بینی می‌شود با افزایش بیش از 10 درصدی این اعتبار در لایحه بودجه سال 91، میزان افزایش حقوق و دستمزد برای سال آینده بیش از 10 درصد افزایش باشد.

تصویر عشقولانه یک زوج عاشق

تصویر عشقولانه یک زوج عاشق

عمرعقاب از همه ی پرندگان نوع خود درازتر است

عمرعقاب از همه ی پرندگان نوع خود درازتر است.


عقاب می تواند تا 70سال زندگی کندولی برای اینکه به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد.

زمانیکه عقاب به سن 40سالگی می رسد چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند.

نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود شاه بالهای کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد.

در این هنگام عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد.

یا باید بمیرد یا آنکه فرآیند دردناکی را که 150روز به درازا می کشد باید پذیرا گردد.

برای گذرانیدن این فرآیند عقاب باید به نوک کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند.

در آنجا عقاب آنقدر نوکش را به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده می شود.

پس از کنده شدن نوکش عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه اش رشد یابد سپس باید چنگال هایش را از جای برکند.

زمانیکه به جای چنگالهای کنده شده چنگالهای تازه ای در آمدند آن وقت عقاب شروع به کندن همه ی قدیمی اش می کند.

سرانجام پس از 5ماه عقاب پروازی را که

تولد دوباره

نام دارد آغاز کرده و
30سال دیگر زندگی می کند.

خواندنش خالی از لطف نیست

مرد بيکار ي برا ي سمت آبدار چي در مايکروسافت تقاضا داد. رئيس هيئت مديره مصاحبه‌ش کرد و تميز کردن زمين‌ش رو -به عنوان نمونه کار- ديد و گفت: « شما استخدام شدين، آدرس ايميل‌تون رو بدين تا فرم‌ها ي مربوطه رو واسه‌تون بفرستم تا پر کنين و همين‌طور تار يخي که بايد کار رو شروع کنين.. »
مرد جواب داد: « اما من کامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم! »
رئيس هيئت مديره گفت: « متأسفم. اگه ايميل ندارين، يعني شما وجود خارجي ندارين. و کسي که وجود خار جي نداره، شغل هم نمي ‌تونه داشته باشه. »
مرد در کمال نوميد ي اونجا رو ترک کرد. نمي دونست با تنها 10 دلار ي که در جيبش داشت چه کار کنه. تصميم گرفت به سوپرمار کتي بره و يک صندوق 10 کيلو يي گوجه‌فرنگي بخره. بعد خونه به خونه گشت و گوجه‌فر نگي ‌ها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت ، تونست سرمايه‌ش رو دو برابر کنه. اين عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهميد مي ‌تونه به اين طريق زند گي ‌ش رو بگذرونه، و شروع کرد به اين که هر روز زودتر بره و ديرتر برگرده خونه. در نتيجه پو لش هر روز دو يا سه برابر مي ‌شد. به زود ي يه گار ي خريد، بعد يه کاميون، و به زود ي ناوگان خودش رو در خط ترانزيت (پخش محصولات) داشت ...

پنج سال بعد، مرد ديگه يکي از بزرگترين خرده‌فروشان امريکاست. شروع کرد تا برا ي آينده‌ ي خانواده‌ش برنامه‌ربز ي کنه ، و تصميم گرفت بيمه‌ ي عمر بگيره. به يه نمايند گي بيمه زنگ زد و سرو يسي رو انتخاب کرد. و قتي صحبت‌شون به نتيجه رسيد، نماينده‌ ي بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد. مرد جواب داد: « من ايميل ندارم. »

نماينده‌ ي بيمه با کنجکاو ي پرسيد: «شما ايميل ندارين، ولي با اين حال تونستين يک امپراتور ي در شغل خودتون به وجود بيارين. مي ‌تونين فکر کنين به کجاها مي‌رسيدين اگه يه ايميل هم داشتين ؟ » مرد برا ي مد تي فکر کرد و گفت:

آره ! احتمالاً مي ‌شدم يه آبدار چي در شرکت مايکروسافت

عشق و ازدواج

عشق و ازدواج

شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست؟


استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياوراما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.استاد پرسيد:چه آوردي؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم .

استاد گفت: عشق يعني همين



شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟

استاد به سخن آمد كه:به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم .

استاد باز گفت:ازدواج هم يعني همين

یک نشانه قرآنی در دانمارک

در شمالی ترین،شهر دانمارکی ها می توان یک نشانه قرآنی را دید. در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توان در سجیه دید. جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می پیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این پدیده زیبا بوجود می آید و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.


در قرآن بارها از آیات و نشانه های خداوند شنیده اید. اما هیچ گاه به آنها در اطرافمان توجه نکرده ایم. این یکی از همان نشانه های است که خداوند در آیات مختلف درباره آن سخن گفته است. با دیدن این مناظر عجیب و زیبا، می توان بیشتر تعمق کرد.



سورة مباركه  الرحمن

مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ (19) بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ (20)  فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (21) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)

 19. دو دريا را به گونه اي روان كرد كه با هم برخورد كنند.20. اما ميان آن دو حد فاصلي است كه به هم تجاوز نمي کنند.21. پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏ كنيد؟ 22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏ شود.
    

سوره مباركه فرقان آیه 53:

   
« و هو الذي مَرَجَ البحرينِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَينَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»

و اوست كسي كه دو دريا را موج زنان به سوي هم روان كرد اين يكي شيرين و آن يكي شور و تلخ است وميان آن دو حريمي استوار قرار داد.
    
سوره مباركه فاطر آيه 12:

وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

اين دو دريا يکسان نيستند: يکی آبش شيرين و گواراست و يکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خوريد، و از آنها چيزهايی برای آرايش تن خويش بيرون می کشيد و می بينی که کشتي ها برای يافتن روزی و غنيمت، آب را می شکافند و پيش می روند، باشد که سپاسگزار باشيد.
    
سوره مباركه نمل آيه 61:

اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَينَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿61﴾

[آيا شريكانى كه مى ‏پندارند بهتر است‏] يا آن كس كه زمين را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پديد آورد و براى آن، كوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و ميان دو دريا برزخى گذاشت؟ آيا معبودى با خداست؟ [نه،] بلكه بيشترشان نمى ‏دانند.