همسر دوک کاونتری

همسر دوک کاونتري انگليس زني خيلي محبوب و محترم بود. وقتي ظلم شوهر و ماليات سنگيني که باعث بدبختي مردم شده بود،را مشاهده کرد . اصرار زيادي کرد به شوهرش که ماليات رو کم کنه ولي شوهرش از اين کار سرباز مي زد. بالاخره شوهرش يه شرط گذاشت، گفت اگر برهنه دور تا دور شهر بگردي من ماليات رو کم مي کنم . گوديوا قبول مي کنه، خبرش در شهر مي پيچد، گوديوا سوار يک اسب در حالي که همه ي پوشش بدنش موهاي ريخته شده روي سينه اش بود در شهر چرخيد، ولي مردم شهر به احترامش اون روز، هيچکدوم از خانه بيرون نيامدند و تمام درها و پنجره ها رو هم بستند.در تاريخ انگليس و کاونتري بانو گوديوا به عنوان يک زن نجيب و شريف جايگاه بالايي داره و مجسمه اش در کاونتري ساخته شده است....

شما چطور؟

یکی از صبح‌های سرد ماه ژانویه در سال ۲۰۰۷، مردی در متروی واشنگتن، ویولن می نواخت. و به مدت ۴۵ دقیقه، ۶ قطعه از باخ را نواخت.

در این مدت، تقریبا دو هزار نفر وارد ایستگاه شدند، بیشتر آنها سر کارشان می‌رفتند. بعد از سه دقیقه یک مرد میانسال، متوجه نواخته شدن موسیقی شد. او سرعت حرکتش را کم کرد و چند ثانیه ایستاد، سپس عجله کرد تا دیرش نشود.
۴ دقیقه بعد:
ویولنیست، نخستین دلارش را دریافت کرد. یک زن پول را در کلاه انداخت و بدون توقف به حرکت خود ادامه داد.
۵ دقیقه بعد:
مرد جوانی به دیوار تکیه داد و به او گوش داد، سپس به ساعتش نگاه کرد و رفت.
۱۰ دقیقه بعد:
پسربچه سه‌ساله‌ای که در حالی که مادرش با عجله دستش را می‌کشید، ایستاد. ولی مادرش دستش را محکم کشید و او را همراه برد. پسربچه در حالی که دور می‌شد، به عقب نگاه می‌کرد و ویولنیست را می‌دید. چند بچه دیگر هم کار مشابهی کردند، اما همه پدرها و مادرها بچه‌ها را مجبور کردند که نایستند و سریع با آنها بروند.

۴۵ دقیقه بعد:
نوازنده بی‌توقف می‌نواخت. تنها شش نفر مدت کوتاهی ایستادند و گوش کردند. بیست نفر پول دادند، ولی به مسیر خود بدون توقف ادامه داند. ویولینست، در مجموع ۳۲ دلار کاسب شد.
یک ساعت بعد:
مرد، نواختن موسیقی را قطع کرد. هیچ کس متوجه قطع موسیقی نشد.
بله. هیچ کس این نوازنده را نمی‌شناخت و نمی‌دانست که او «جاشوآ بل» است، یکی از بزرگ‌ترین موسیقی‌دان‌های دنیا. او یکی از بهترین و پیچیده‌ترین قطعات موسیقی را که تا حال نوشته شده، با ویولن‌اش که ۳٫۵ میلیون دلار می‌ارزید، نواخته بود. تنها دو روز قبل، جاشوآ بل در بوستون کنسترتی داشت که قیمت هر بلیط ورودی‌اش به طور متوسط ۱۰۰ دلار بود.
داستان واقعی
این یک داستان واقعی است. واشنگتن پست در جریان یک آزمایش اجتماعی با موضوع ادراک، سلیقه و ترجیحات مردم، ترتیبی داده بود که جاشوآ بل به صورت ناشناس در ایستگاه مترو بنوازد.
سؤالاتی که بعد از خواندن این حکایت در ذهن ایجاد می‌شوند:
در طول زندگی خود چقدر زیبایی در اطرافمان بوده که از دیدن آنها غافل شده ایم و حال به جز خاطره ای بسیار کمرنگ چیزی از آن نداریم؟
به زیبایی هایی که مجبور به پرداخت هزینه برای آن ها نبوده ایم چقدر اهمیت داده ایم؟در تشخیص زیبایی های اطرافمان چقدر استقلال نظر داریم؟ 
تبلیغ زیبایی ها چقدر در تشخیص واقعی زیبایی توسط خودمان تاثیر گذار بوده؟(به عبارت دیگر آیا زیبایی را خودمان تشخیص میدهیم یا هیجان تبلیغات و قیمت آن؟؟؟!!!)و

نتیجه‌ای که از این داستان گرفته می‌شود:
اگر ما یک لحظه وقت برای ایستادن و گوش فرا دادن به یکی از بهترین موسیقی‌دان‌های دنیا که در حال نواختن یکی از بهترین موسیقی‌های نوشته شده با یکی از بهترین سازهای دنیاست، نداریم، …
پس:
از چند چیز خوب دیگر در زندگی‌مان غفلت کرده ایم؟؟؟؟

تصاویر خرچنگی در صدف شیشه ای/ خانه شفاف برای فاش کردن راز خرچنگه

محققان به منظور مطالعه بر روی بدن خرچنگهای هرمیت، صدفی سفارشی از جنس شیشه شفاف خلق کرده و در اختیار یکی از این گونه از خرچنگها قرار داده اند که می تواند بدن این جاندار را در حین قرار گیری درون صدف به نمایش بگذارد.به گزارش خبرگزاری مهر، این صدف شیشه ای زیبا به خرچنگی به نام "هوارد" اختصاص داده شده است، هوارد اولین خرچنگ انگلیسی است که توانسته یک صدف سفارشی را به تن کرده و برای بازدید عموم به نمایش گذاشته شود.
محققان امیدوارند این صدف شیشه ای بتواند به بازدیدکنندگان مرکز ملی حیات دریایی در بیرمنگام، جایی که هوارد در آن ساکن است، اطلاعات جدید را در رابطه با این جاندار دریایی ارائه کند.
خرچنگهای هرمیت در حین بزرگ شدن بارها و بارها صدفهای خود را تعویض کرده و مبادله می کنند تا خانه های خود را با خانه هایی بزرگتر تعویض کنند. از این رو زمانی که محققان در این مرکز صدف شیشه ای ظریفی را در نزدیکی هوارد قرار دادند، این خرچنگ با سرعت خود را به صدف رسانده و آن را به تصرف خود درآورد.
این صدف تمامی شیشه ای بوده و می تواند بخشهایی از بدن خرچنگ که در حالت عادی درون صدفهای کدر پنهان می شوند را نمایان کند.
به گفته محققان خرچنگهای هرمیت از اسکلت بندی محافظتی چندان قدرتمندی برخوردار نیستند و بدن آنها کاملا نرم است، از این رو اصلی ترین راه دفاعی برای آنها یافتن یک صدف خالی است تا درون آن زندگی کنند. زمانی که یک شکارچی به آنها نزدیک می شود، خرچنگهای هرمیت به سرعت به درون صدف خزیده و پنهان می شوند، به شکلی که گویی صدف خالی است.
زمانی که خرچنگها بزرگتر می شوند، صدف برای آنها کوچک می شود، از این رو هرمیتها بری یافتن صدفی جدید خانه های خود را ترک می کنند. پس از یافتن یک صدف خالی، هرمیتها ابتدا درون آن را کنترل می کنند و در صورتی که برایشان مناسب باشد، به درون آن رفته و در آن ساکن می شوند.
از این رو قانع کردن هوارد برای محققان چندان دشوار نبود، تنها کافی بود آنها صدفی بزرگتر از صدف قبلی هوارد در نزدیکی وی قرار دهند تا این هرمیت بدون درنگ به درون آن رفته و در آن ساکن شود. تنها چیزی که هوارد از آن آگاهی ندارد این است که بر خلاف همیشه که تنها چشمها و دو پای جلوی وی آشکار بود، تمامی بدن او قابل مشاهده است و دانشمندان می توانند بر روی بدن این جاندار در هنگام حرکت مطالعه کنند.
هوارد یک خرچنگ هرمیت موقرمز است که معمولا در صخره های دریایی در نواحی اقیانوس آرام، از آفریقا گرفته تا دریای جنوب چین سکونت دارند:

این صدف شفاف به دانشمندان امکان می دهد بر روی بخشهای پنهانی بدن هوارد مطالعه کنند

دانشمندان برای قانع کردن هوارد به منظور سکونت در این خانه شیشه ای هیچ تلاشی نکردند

هوارد اولین خرچنگ هرمیت بریتانیایی است که صدفی سفارشی را به تن کرده است

هوارد و صرف شیشه ای اش توجه بسیاری از بازدیدکنندگان را به خود جلب کرده است

مناره کج

ميگويند حدود ٧٠٠ سال پيش، در اصفهان مسجدي ميساختند.
روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرين خرده کاري ها را انجام ميدادند.

پيرزني از آنجا رد ميشد وقتي مسجد را ديد به يکي از کارگران گفت: فکر کنم يکي از مناره ها کمي کجه!
کارگرها خنديدند. اما معمار که اين حرف را شنيد، سريع گفت : چوب بياوريد ! کارگر بياوريد ! چوب را به مناره تکيه بدهيد. فشار بدهيد. فششششششااااررر…!!!

و مدام از پيرزن ميپرسيد: مادر، درست شد؟!!
مدتي طول کشيد تا پيرزن گفت : بله ! درست شد !!! تشکر کرد و دعايي کرد و رفت…
کارگرها حکمت اين کار بیهوده و فشار دادن مناره را پرسيدند ؟!

معمار گفت : اگر اين پيرزن، راجع به کج بودن اين مناره با ديگران صحبت ميکرد و شايعه پا ميگرفت، اين مناره تا ابد کج ميماند و ديگر نميتوانستيم اثرات منفي اين شايعه را پاک کنيم…
اين است که من گفتم در همين ابتدا جلوي آن را بگيرم !


از دست دادن کلیه به خاطر آی پاد!!!!!!

ک نوجوان چینی که آرزوی داشتن یک "Apple iPad2" را داشت، کلیه ی خود را فروخت تا به آن برسد. 

"ژنگ" که یک پسر 17 ساله است، پس از دیدن یک آگهی آنلاین اقدام به فروش کلیه ی خود نمود. 

او به شبکه ی تلویزیونی "شنزن" گفت: «من یک " iPad2" می خواستم و پولی برای خرید آن نداشتم. وقتی اینترنت را سرچ کردم متوجه شدم که در شهر چنژو بابت کلیه ی من 2000 یورو پرداخت می کنند. » 

وی پس از مذاکره به آن شهر رفت و در بیمارستان محلی کلیه ی وی را خارج نموده و مبلغ 2000 یورو به او پرداخت نمودند. 



فروش آنلاین اعضای بدن در چین بسیار مرسوم است و برخلاف تلاش دولت برای جلوگیری از این مسئله، سال گذشته ژاپن اعلام نمود که یک گروه "توریست پزشکی" بابت دریافت کلیه 50000 یورو پرداخت نموده اند. 

"ژنگ" با پول بدست آورده یک لپ تاپ و یک "iPad" خرید و هنگامی که به خانه بازگشت مجبور به اعتراف به مادرش شد و وی نیز بلافاصله از بیمارستان شکایت نمود. 

بیمارستان با قبول قرارداد بستن با یک تاجر ثروتمند از این جراحی ابراز بی اطلاعی نمود و پرونده ی شکایت این زن چینی همچنان در جریان است. 


منبع:  telegraph.co.uk   

مترجم: سام بهادر

دو تا لینک جالب

اسمتون رو تو این سایت بنویسید و ببینید چندمین اسم محبوب دنیاست! همچنین علاوه بر دیدن رتبه اسم خودتون .این سایت اسم شما را به زبان نابینایان زبان دست ، زبان پرچم ها،زبان مورس و به صورت بارکد نشان می دهد. پس هر چه زودتر به روی اینجا کلیک کنید!!

لینک دوم که معرفی می کنم آمار مختلف آنلاین جهان از جمله : جمعیت لحظه ای جهان متولدین امروز مرگ و میر لحظه ای سالیانه ، رایانه های فروخته شده تا الان ، کتاب های چاپ شده تا الان دمای متوسط کنونی جهان ، سرعت حرکت زمین گونه های منقرض شده ی امسال، تولیدات غذا مصرف آب تا الان و......... خیلی اطلاعات لحظه ای و بروز دیگر. این سایت به زبان فارسی می باشد برای ورود به این سایت بر روی اینجا کلیک کنید